يادداشت

خیلی خوشحال ها كمی خوشحال ها

نویسنده: حـامــد سلیـمانی
چشم‌هایت را ببند و بیا به سال 1400! نه، باز هم بیا جلوتر؛ مثلا 10 سال یا حتی 20 سال بعد... حالا چشم‌هایت را باز كن...
سلام!
چشم‌هایت را ببند و بیا به سال 1400! نه، باز هم بیا جلوتر؛ مثلا 10 سال یا حتی 20 سال بعد...
 حالا چشم‌هایت را باز كن.
 خب مدرسه‌ها شروع شده و روزهای هیجان‌‌انگیزی پیش‌رو داری. تو از كدام دسته هستی؟ از دسته‌ی«خیلی خوشحال‌ها» یا «كمی خوشحال‌ها»؟ راستش من هر دو دسته را تجربه كرده‌ام.«خیلی خوشحال‌ها» كه تكلیف‌شان روشن است. اما با آمدن ماه مهر اتفاقاتی می‌افتد كه باعث می‌شود خیلی هم خوشحال نباشیم.مثلا شب‌ها باید به‌موقع بخوابیم و صبح زود سر ساعت مشخصی از خواب بیدار شویم. بعد هم با كلی بچه‌های دیگر سر و كله بزنیم كه بعضی از آن‌ها را دوست داریم و بعضی دیگر را خیلی هم دوست نداریم. تازه این غیر از معلم‌ها و مسئولان مدرسه است. بعد هی درس بخوانیم و درس بخوانیم؛ چه آن‌هایی را كه دوست داریم و چه آن‌هایی را كه دوست نداریم! خلاصه این‌كه مدرسه پر از این دوست‌داشتن‌ها و دوست‌نداشتن‌هاست.
حالا كمی از مدرسه‌ای كه درآن هستی فاصله بگیر. دوباره چشم‌هایت را ببند و بیا به سال 1400! نه، باز هم بیا جلوتر؛ مثلا 10 سال یا حتی 20 سال بعد. ببین برای چه چیزهایی دلت تنگ شده است؛ معلم فارسی، دوست بغل ‌دستی، زنگ تفریح، تغذیه‌ات كه با همكلاسیت نصف كردی، اردو، زنگ ورزش و یك عالم چیزهای دیگر.
در واقع باید از بعضی چیزها فاصله بگیریم و دور شویم تا مزه‌اش را بهتر بفهمیم و  بدانیم كه چقدر دوستشان داریم. مدرسه یكی از این‌هاست. قدر روزهای خوب و  سخت دانش‌آموزی را بدانیم.
موفق باشی!




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code