داستان دنباله دار

خواب دزد

نویسنده: كـارا مِــی
غریبه‌ای با ظاهری عجیب وارد شهركوچك زادگاه جودی می‌شود و در پاركینگ فروشگاه بزرگ آن شهر ساكن می‌شود. غریبه با پیشنهادی وسوسه‌انگیز می‌خواهد رویاهای مردم شهر را در ازای یك فنجان سكه‌ی طلا بخرد. همه‌ی مردم پیشنهاد او را می‌پذیرند به جز جودی....
غریبه‌ای با ظاهری عجیب وارد شهركوچك زادگاه جودی می‌شود و در پاركینگ فروشگاه بزرگ آن شهر ساكن می‌شود. غریبه با پیشنهادی وسوسه‌انگیز می‌خواهد رویاهای مردم شهر را در ازای یك فنجان سكه‌ی طلا بخرد. همه‌ی مردم پیشنهاد او را می‌پذیرند به جز جودی.

صبح روز بعد وقتی جودی از خواب بیدار شد مطمئن بود كه خواب شب قبلش حقیقت داشته. فقط یك سوال بود كه باید از عمویش می‌پرسید، «چرا خواب‌دزد رویاهای مردم رو می‌خره چرا مثه همه‌ی آدما رویای خودش رو نمی‌بینه؟»
عموی جودی با بی‌قراری غرولند كرد: «به من و تو چه؟ مهمه مگه؟ چیزی كه به ما ربط داره اینه كه بهمون پول داده و می‌خوایم بریم خرجش كنیم.»
بچه‌های عمویش هم  روی میز زدند و خواندند: «خرج كنیم! خرج كنیم!»
عمو دست‌هایش را به هم زد و گفت: «پیش به سوی فروشگاه!» جودی آن‌ها را تماشا می‌كرد كه شاد و سرخوش خیابان را پایین می‌رفتند. همه‌ی مردم شهر همین‌طور بودند....
 مترجم: فاطمه قاسمی
تصویرگر: رضا مكتبی




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code